نویسنده: رمضان حسنى
چکیده
برای به ثمررسيدن نتايج دموكراسى، رای و مشاركت در انتخابات یكي از ابزارهاى قابل دسترس برای عموم ملت هاى دموکراتیک جهان می باشد. صيانت از آراء و شفافيت برگزارى انتخابات، بسته به نظام هاى انتخاباتى كشورها دانسته می شود. در افغانستان، ايران و فرانسه جرايم خاص و در برخى موارد متفاوت برای تحقق اصالت و شفافيت انتخابات پيش بينى شده است. در تعريف جرايم و مجازات انتخاباتى برخى موارد مشابه و در برخى موارد تفاوت ها ىي ديده می شود. تشابهات آن را در مواردى چون جرمانگارى و فروش رای، تجاوز و اعمال فشار بر رای دهندگان و كليت پروسه ی انتخابات، ربودن و جابه جاكردن مواد حساس انتخابات، مثل صندوق و برگههاى رای دهی، تقلب در اسناد انتخاباتى و رای دادن با اسناد جعلى به صورت مكرر میتوان ملاحظه كرد. در اين موارد صرف جرمانگارى مشابه است، اما تعريف كميت و كفيت مجازات آن بدون ترديد متفاوت است.
واژگان كليدى: انتخابات، جرايم انتخاباتى، کُد جزا، نظام حقوقى، تخلف انتخاباتى و تخطى انتخاباتى.
مقدمه
در افغانستانی پس از طالبان، كه در واقع دورهای پس از سپرى شدن يك دورهی سياه و ظلمانى، تحجر و افراطگرايی میباشد، غالباً باورها بر اين بود كه با از بين رفتن بنيان عقايد متحجرانهی طالبانى و ورود باورهاى نوين دموكراتيك جهانى در عرصهی حيات اجتماعى و سرازيرشدن تجربههاى بينالمللى در جهت توسعهی روحيهی همزيستى مسالمتآميز، ديگر زمينهاى برای افراطگرايى و تحركات وحشيانه باقى نيست. پروسهی انتخابات كه در حقيقت يك فرايند سیاسی در جهت تمرين دموكراسى و عينیتر از آن در جهت تمرين و توسعهی فرهنگ همزيستى مسالمتآميز است. اگر این پروسه از دستبرد در امان نماند و بهصورت روزافزون در امورکاری آن دخالت شود، روند انتخابات را دچار مشکل میسازد. به حدى اين امر در سرنوشت سياست و فرهنگ جامعهی افغانستان در خانوادهی بينالمللى تأثيرگذار است كه در بسيار موارد باور هر شهروند افغانستان را از تحقق دموكراسی و توسعهی همگرايى در اين سرزمين رو به سردی خواهند گرایید. علاوه بر آن، تعهدات جامعهی جهانى در جهت كمكهاى مادى و معنوى به افغانستان را نيز با تزلزل مواجه میسازد.
در هر صورت، شكی نيست كه جريان انتخابات و گزينش مأمورين عالى رتبه دولتى (رئيس جمهور، معاونين رياست جمهورى، اعضاى دادگاه عالى، قوة مقننه و...) كه سهم آشكار و مؤثر در تأمين ثبات و امنيت در جهت رشد اقتصاد، دانش و فرهنگ كشور دارند، از طریق آراء مستقيم و غير مستقيم ملت، نمونه بارز پىريزى يك نظام قابل اعتماد بر مبناى مشروعيت عام مردم میباشد.
پس شايسته است كه در جهت بهينهسازى بنيان آن (فرايند انتخابات) از تجربيات ساختاری و اجرايى- عملياتى كشورهايى كه روى مسألهی انتخابات جديت بيشتر نشان میدهند، بهره بردارى صورت گيرد.
هر نوع تحقيق يا پژوهشى كه با روش معيارى و استندرد انجام میشود، در پى شناسايى نواقص كار و دريافت يك راه حل متناسب با آن بوده و يا در پی نوآورى در يك حوزهی خاص میباشد. بنابراین، تحقیق حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که جرایم انتخاباتی در قانون انتخابات و کُد جزای افغانستان چگونه تسجیل شده است؟
مبحث اول: مفهوم شناسى
الف) انتخابات
انتخابات يك فعاليت سازمانى و نظاممند است كه در پيوند به اساسىسازى نظامهای حاكميتى مورد توجه جدى هنجارسازان حقوقى مىباشد؛ بنابراين، عمليهی انتخابات «يك پروسهی دموكراتيك است كه در نظامهاى غير دموكراتيك (ديكتاتورى) تحققپذير نمىباشد و اين حقی است كه نظام حاكم دموكراتيك به مردم خود میدهد تا بدين وسيله آنها در ادارهی امور كشور خود سهم بگيرند و با آزادى فكر و انديشه و استقلال كامل فكرى نمايندگان خود را انتخاب كنند» (اسحاقى، 1392: 11).
اصل واژهء انتخابات، از کلمهء «انتخاب» گرفته شده است که به معنای «برگزیدن» چیزی، برگزیدن کسی برای کاری میآید که در اصطلاح سیاست و حقوق، «برگزیدن نمایندهای برای مجلس شورای ملی، مجلس سنا، انجمن شهر، حزب و انجمنهای دیگر» میباشد (لغتنامه دهخدا؛ فرهنگ فارسی معین، ذیل واژه «انتخابات»). معادل کلمهء انگلیسی آن Election (فرهنگ انگلیسی به فارسی سلیمان حییم). نیز به معنای جداکردن و برگزیدن میباشد.
در اصطلاح حقوقى و سياسى، مفهوم واژۀ انتخابات تحولات جدى يافته است؛ بدين معنا كه امروزه گسترهی حوزهی مفهومى انتخابات تقريباً تمام يا بخش وسيع مؤلفه هاى دولت- ملت سازى را تحت تأثير قرار میدهد. مشروعيت و حقانيت نظامهاى حكمرانى و گونههاى متفاوت اعمال حكومتى كه تحت عناوينى چون حكومت خوب يا بد معيار سنجى میشود، بر اساس شفافيت و سلامت فرايند انتخابات ارزيابى میگردد.
ابوالفضل قاضى در مورد مفهوم انتخابات به شرح زير تعريف ارایه كرده است: «انتخابات مجموعه عملياتى است كه در جهت گزينش فرمان روايان يا تعيين ناظران برای مهاركردن قدرت، تدبير شده است. از اين منظر، انتخابات ابزارى است كه به وسيلهی آن میتوان اراده شهروندان را در شكلگيرى نهادهاى سياسى و تعيين متصدى اعمال قدرت سياسى مداخله داد» (قاضى، 1383: 577).
ب: جرايم
جرايم جمع است و به اعتبار جمعبودنش گاهى جمع «جريمه» مىباشد و گاهى جمع «جرم». هرچند دو صورت مفرد آن در يك حوزهی خاصى بزهكارى قابل طرح است؛ اما يكى مشمول اصل مجازات و مكافات است «جریمه» و دیگری مشمول اصل گناه و تخطی است که منتهی به مجازات و مکافات مذکور (جرایم) شده است.
آنچه در اين تحقيق مورد لحاظ و دقت قرار گرفته است، عنوان «جرم» به معناى اصل گناه و تخلف است كه از نظر قانونگذار، مستلزم كيفر و مجازات شناسايى شده است مىباشد.
در لغت: جرم به معناى گناه، خطا و بزه آمده است (فرهنگ لغت عمید، ذیل واژه «جرم»).
در اصطلاح: در اصطلاح حقوق، جرم تعريفهاى متعدد و متفاوتى دارد كه دو تاى آن را بيان مىنمايم.
الف) «جرم عمليست برخلاف هنجارهاى جامعه كه به دليل آسيبى كه بر پيكرهی احساسات جامعه وارد میآورد، آن را در قوانين جرمانگارى مىكنند تا با تعيين مجازات برای مرتكب، تشفى خاطرى برای آسيبديدگان از عمل او ايجاد نموده و در ضمن اجرای مجازات، رعب و وحشتى نيز از ارتكاب جرم در جامعه ايجاد كنند» (اسحاقى، 1392: 14).
ب) «هر فعل يا ترك فعل را كه نظم، صلح و آرامش اجتماعى را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازات تعيين كرده باشد، جرم ناميده مىشود» (دانش، تاج زمان، مجرم كيست جرم شناسى چيست؟: 44).
واژهی جرم نسبت اهميت و حساسيتى كه دارد، لابد دارای سه ركن اصلى باشد تا مفهوم جرم تحقق يابد.
الف) ركن قانونى: در مورد تحقق عنوان جرم و صدق مفهوم آن، لازم است هنجارسازان جامعه از قبل برخى تحركات و اقدامات اشخاص (حقيقى يا حكمى) را به دلايل موجه، منطقى و عقلانى، جرم و بزه يا گناه تلقى نموده، رسماً در اسناد و مدارك قانونى و سلسله هنجاری جامعه (كشور) شناسايى نمايند.
ب) ركن تحقق خارجى: جرم و رفتارهاى مجرمانه تا در قالب يك عملكرد خارجى و مادی كه قابل ملاحظه و مشاهده يا اندازهگيرى حسى است، تحقق پيدا نكند، نمىتوان عنوان جرم را بدان بار كرد.
ج) ركن باطنى يا معنوى: جرم و عملكردهاى مجرمانه وقتى مستلزم كيفر و مجازات است، كه مجرم علاوه بر اين كه توسط رفتار خارجى خويش، حرمت منع قانون را شكسته و ناديده گرفته است؛ بلكه اين امر ناشى از قصد باطنى و اختيار وى باشد تا بتوان تحقق عمل مجرمانه را ناشى از ارادهی عقلانى و قصد باطنى وى دانست. «مجرد ارتکاب عمل مجرمانه جرم محسوب نمىشود؛ مگر آن كه با سوء نيت و يا حداقل با خطاى جزايى همراه باشد كه اصطلاحاً تحت عنوان عنصر روانى، يا معنوى و اخلاقى جرم محسوب میشود» (قياسى، جلال الدين، 1389: 138).
مبحث دوم: جرايم انتخاباتى در کُدجزای افغانستان
كشور افغانستان در طول دورههاى متفاوت، دارای نظامهاى تعريف شده در حوزهی انتخابات بوده است. آنچه اخيراً به عنوان قانون تعيين كنندهی خط مشى اساسى؛ يعنى نظام انتخاباتى در اين كشور مورد استفاده قرار گرفته است، قانون انتخابات مصوب 1395 است. اين در حالی است كه در سالهای 1384و 1392 برای برگزارى انتخابات، نظام انتخاباتی « رای واحد غير قابل انتقال» پيش بينى شده بود، كه با طى كردن فراز و فرودهاى نسبتاً فراوان، اين قانون و نوعيت نظام انتخاباتى در سال 1395 مجدداً تعديل یافت اما اين طرح نيز راجع به نظام انتخاباتى كدام تغيير داده نشده و همان نظام قبلى؛ يعنى رای واحد غیر قابل انتقال» پذيرفته شده است (دانش، 1391: 448).
بالاخره در تاریخ 23/ 11/ 1397 طرح تعدیل، ایزاد و حذف برخی از مواد قانون انتخابات به داخل (4) ماده در جلسه مورخ 24/11/ 1397 کابینه جمهوری اسلامی افغانستان تصویب گردید. در ماده دوم فرمان رییس جمهوری در مورد طرح تعدیل، ایزاد و حذف برخی از مواد قانون جديد انتخابات، نوعيت نظام انتخاباتى چند بعدی (MDR) پیشبینی شده است.
در اين قانون جدید فصل پانزدهم از مادۀ (نودم الی مادۀ نودو نهم) به تبيين و تعريف عملكردهايى تحت عنوان «تخطی» «تخلف» و جرایم انتخاباتی و همچنان فصل ششم کُد جزا از ماده(422 الی 435) تنها به جرایم انتخاباتی نوعیت «مجازات» هر يك پرداخته است.
نبايد از نظر دور داشت كه عنوان تحقيق در بارهی بررسى جرايم انتخاباتى است؛ و خوشبختانه در متن جدید قانون انتخابات و کُد جزای افغانستان، رفتارهاى مجرمانهاى كه موجب تحقق مجازات و کیفر میشود، بهصورت صريح تحت عنوان «جرم يا جرايم» تذکر داده شده است.
در قانون انتخابات جدید مصوب سال 1397 میتوان بهطور صریح عناوین جرم و مجازات را پیدا کرد که قانونگذار افغانستان به آنها پرداخته است.
يكى از مفاهيمى كه در قانون انتخابات افغانستان به عنوان رفتار ضد هنجار اجتماعى شناسایی شده است، عنوان تخطى است.
الف) تخطى انتخاباتى
تخطى در لغت به معناى «خطاكردن، از حد خودگذشتن» آمده است (فرهنگ لغت عمید، واژه «تخطی»).
در اصطلاح حقوق و قانون، آن طورى كه در قانون انتخابات افغانستان در ماده 96 آمده است، تخطى چنين تعريف شده است: «تخطى شامل اعمالى میگردد كه غير قصدى و سهواً از طرف رایدهنده، كانديد، كاركن انتخابات، ناظر، مشاهد، رسانه و ساير شاملين در روند انتخابات واقع گردد. تخطىهاى انتخاباتى میتوانند از طرف كميسيون، كميسيونهاى مركزى و ولايتى شكايات با در نظرداشت طرزالعمل مربوطه رسيدگى شود. رسيدگى به تخطی رسانهای توسط كميسيون رسانهها صورت میگيرد. نوعيت تخطى و چگونگى رسيدگى به آن توسط طرزالعمل جداگانه تنظيم میگردد» (قانون انتخابات، 1395، مادهء: 96).
آنچنان كه در اين ماده از تخطى تعريف ارایه شده است، بيانگر اين حقيقت است كه تخطی را به ملاحظهی تعريف كه از عنوان جرم ارایه كرديم و با توجه به عناصر و اركانهاى تحقق جرم نمیتوان جرم نام نهاد؛ زيرا هرگاه معرف اصلى و موثر در تعريف مفهوم تخطی «تعبیر غیر قصدى و سهواً» را بدانيم، صراحتاً از تحت عنوان جرم برون میرود؛ چون كه يكى از اصول بنيادين تحقق جرم و تعريف اعمال مجرمانه، ركن معنوى جرم بود كه در اثر آن عملكردهای مجرمانهی ناشى از عدم سوء قصد و عدم اراده و اختيار فاعل و عامل عمل از زيرمجموعهی تحقق جرم خارج میشد؛ پس «ذكر عبارت غير قصدى و سهواً در تخطیهاى انتخاباتى، آن را از دايرهی جرايم عمدى خارج میگرداند... خروج رفتارهاى مجرمانهی غير عمدى از حيطهی جرايم عمدی باعث میشود تنها مواردى از اين گونه جرايم كه خسارات مادى را در بر دارند، تحت عنوان جرايم مدنى مورد بررسى قرار داد و باقى آنها از چتر پيگيرى قضايى خارج گردد» (اسحاقى، 1392: 18).
در حقيقت ذكر عنوان تخطى در قانون انتخابات 1397 افغانستان و وضع كيفر و مجازات احتمالى برای آن در طرزالعملهاى پيش بينى شده، قانون گذار افغانستان در مورد تخطی تا جایی دقت لازم در تدوين متون اساسى در حوزهی حساس و پراهميتى چون حوزهی انتخابات را در نظر گرفته است. نهايتاً میتوان مدعى شد كه عملكردهاى مبتنى بر عنوان تخطى مشمول قانون مجازات كيفرى و جزايى به استناد جرم آن نمیتواند باشد؛ به دليل اين كه تخطى فاقد ركن اصلى و مؤثر صدق عنوان جرم است و آن «رکن معنوی جرم»؛ يعنى قصد انجام عمل مجرمانه و فارغ از سهو و نسيان است، كه به تصريح قانون انتخابات، فعل تخطى متحمل آن نيست. در ماده 97 قانون انتخابات در جزء اول آن تخطى را نيز از جملهی مواردى ذكر كرده است كه رسيدگى به آن را مانند تخلف و تقلب از وظيفهی كميسيون شكايات انتخاباتى میداند و موارد جرمى را توسط كميسيون شكايات قابل ارجاع به مراجع عدلى و قضايى شناسايى میكند. در حالیکه با در نظرداشت تذكرات قبلى تخطى آبستن بار مفهومى جرم نيست و لذا نمیتوان تحت عنوان تخطى عملكرد يا عملكردهايى را جرم دانسته به دادگاه جهت دادرسى ارجاع داد.
ب) تخلف انتخاباتى
تخلف در لغت به معناى واپسايستادن، خلف و خلاف وعده و پيمان كردن آمده است (دهخدا: ذیل واژه «تخلف»).
در اصطلاح حقوق و قانون ادارى (بهطور خاص)، عبارت است از «تجاوز مأمور دولت از مقررات ادارى در حين انجام وظيفه» (لنگرودی جعفری، 1375: 94)؛ چيزى كه به نظر میرسد اين است كه تخلفات بيشتر در عرصهی فعاليتهاى ادارى و سازمانى اتفاق میافتد كه در اثر مخالفت كردن مقررات و طرزالعمل يا آييننامههاى اجرايى و ادارى تحقق پيدا میكند؛ بنابراين، عنوان تخلف هرگاه در زيرمجموعهی جرم فقط در بخش فعاليتهاى ادارى كارمندان پروسهی انتخابات مطرح باشد، درست است و الی نمیتوان عنوان تخلف را بهصورت عام مشمول تمام عملكردهايى دانست كه در پيوند به فرايند انتخابات مشمول تحقق عنوان جرم است و رسماً توسط قانونگذار جرمانگارى شده است.
از طرف ديگر، درجهی مجازات جرايم نسبت به تخلفات ادارى متنوعتر، شديدتر و جدیتر است؛ چون برخى موارد متوجه جسم و جان آدمى شده و مستلزم محدوديت دامنه آزادی وى میشود؛ در حالى كه مجازات تخلفاتى به حبس منتهى نمیشوند و نيز هدف اصلى وضع مجازات و كيفر در قلمرو جرايم، نگهدارى و حفاظت فضاى عمومى جامعه در تمام عرصههای اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى و اخلاقى است؛ در حالى كه هدف از وضع كيفرهای تخلفاتى فقط دفاع از حقوق اداره، اسناد و مراجعين ادارى است. هرچند كه در درجهی دوم صيانت فضاى عمومى جامعه نيز مورد نظر و توجه قانونگذار در وضع مجازات تخلفاتى نيز میباشد؛ ولى در درجهی اول فقط تذكيهی فعاليتهاى ادارى است.
مسألهی عمدهی ديگرى كه ايجاب میكند تخلفات را تحت عنوان جرم نبايد آورد، اين است كه در صدق عنوان جرم، موجوديت ركن معنوى جرم تعيين كننده است؛ بدين معنا كه تا وقتى عمد، قصد و اختيار مجرم در تحقق عملكرد مجرمانه احراز نشود، نمیتوان فعل او را مستلزم مجازات و كيفر جرمى دانست؛ اما در تخلفات به خصوص تخلفات ادارى، مسألهی عمد و غير عمد و قصد و غير قصد مطرح نيست؛ فقط مجرد صدق عنوان تخلف از مقررات و طرزالعملهاى ادارى است كه متخلف را مستحق نكوهش و تنبیه قرار میدهد؛ فارغ از اينكه تخلف وى به كجا و كدام اثر خارجى منتهى شده است؛ در حالى كه در جرم و صدق عنوان عمل مجرمانه، مجرد تحقق فعل كافى برای تحقق جرم نيست؛ بلكه احراز قصد و سوء نيت مجرم نيز دخالت اساسى دارد.
به هر صورت، قرارگرفتن تخلف در قانون انتخابات در رديف تقلبات انتخاباتى كه بدون شك جرم است كه مستلزم وضع مجازات و كيفر است، با توجه به توضیحاتی که داده شد، خالی از اشکال نیست.
مشكل ديگرى كه وجود دارد، عدم تعريف درست «تخلف» در قانون انتخابات از طرف قانونگذار انتخاباتى است. در حقيقت مشهود نيست كه مراد قانونگذار در شناسايى عملكردهای مجرمانه در شمردن جرايم انتخاباتى چيست؟ فقط بهصورت مبهم بدون اين كه تعريفى درست و تعيين كننده ارایه بدهد و معين كند كه كدام عملكردها تحت عنوان «تقلب» است و كدام يكى تحت عنوان «تخطی» است. بدون ارایهی تبيين ساحتهاى مفهومى هريك بهصورت ساده و سريع وارد شمردن مصاديق شده كه آن هم معلوم نيست تحت كدام عنوان بايد مورد پيگرد عدلى و قضايى قرار داد! مگر اينكه اين اقدام قانونگذار انتخاباتى افغانستان را ناشى از اهميت فوقالعاده و حساسيت پروسهی انتخابات دانست؛ به دليل اينكه انتخابات نماد اصلى تحقق دموكراسى و توسعهی فرهنگ مردم سالارى خجسته در جامعه است و توسط انتخابات اكثر يا غالب مواد قانون اساسى و اهداف آن محقق میشود؛ لذا قانونگذار افغانستان هيچ نوع عملكرد كه به هر دليلى و به هر نحوى مخدوش كننده انتخابات است را فروگذار نبوده؛ بلكه آن را جرم تلقى كرده و عامل يا عاملين آنها را مجرم شناسايى كرده و مستحق كيفر و مجازات میداند.
تخلف انتخاباتی که در قانون انتخابات 97 جزء جرایم انتخاباتی میشود شامل مادهء ذیل است این نکته را یادآور میشوم که مجازات یا تأدیب تخلف انتخاباتی در قانون انتخابات 97 جدیتر از قانون سالهای 95 و 92 میباشد.
ماده نود وهشتم:
(1) اعمال ذیل، تخلف انتخاباتی شمرده میشود:
1. ثبت نام بیش از یکبار در فهرست رایدهندگان.
2. استفاده از سمبول و سایر علائم مربوط به کاندیدان در مراکز رایدهی .
3. استفاده از سمبول و سایر علائم مربوط به کمیسیون و ادارات دولتی در مورد تبلیغاتی.
4. تحریک یا وادارنمودن اشخاص به ارتکاب تخلف.
5. عدم ارایه به موقع گزارش و یا ارایه گزارش نادرست از امور مالی مبارزات انتخاباتی.
6. از بین بردن مواد تبلیغاتی کاندیدان دیگر.
7. ممانعت از دسترسی به معلومات و ایجاد محدودیت غیر قانونی برای ژورنالستها از تهیه گزارش رویدادهای انتخاباتی.
8. ممانعت ناظرین و مشاهدین ملی و بینالمللی از نظارت بر انتخابات.
9. ممانعت درثبت نام یا تهیه فهرست رایدهندگان.
10. راه اندازی مبارزات انتخاباتی قبل یا بعد از موعد معین.
11. مصارف بیش از حد معینه طرزالعمل مندرج ماده هفتاد و هفتم این قانون برای مبارزات انتخاباتی.
12. حمل سلاح در مرکز رایدهی.
13. انجام هر نوع تبلیغات به نفع و یا ضرر کاندید توسط کارکن دولت.
14. استخدام کارکنان انتخاباتی مغایر طرزالعمل و لوایح مربوط.
15. بسته کردن محل رایدهی قبل از وقت معینه آن بدون عذر موجه.
16. ممانعت رسانهها و ناظرین از عکاسی و فلمبرداری از جریان رایدهی به استثنای محلات زنانه که مشروط به اجازه مسئولین میباشد.
17. تشویق رایدهندگان برای رایدهی به کاندید مشخص از جانب کارکنان انتخاباتی.
18. فلم برداری و عکاسی از شخص حین رایدهی به گونه که سری بودن رای را خدشهدار نماید.
19. تغییر مرکز رایدهی بدون در نظرداشت طرزالعملها و لوایح مربوط.
20. رنگ نکردن انگشت حین رایدهی از طرف رایدهنده یا کارکن انتخاباتی.
21. عدم جلوگیری از رایدهی اشخاص زیرسن.
22. امتناع از دادن فورم شکایت به ناظرین کاندیدان .
23. رایدهی پیش از آنچه که در قانون پیشبینی شده باشد در یک انتخابات.
24. ارایه معلومات غیر واقعی کاندید در مورد شرایط کاندید شدن به کمیسیون، وکمیسیون شکایات.
25. باز نکردن مراکز رایدهی توسط کارکنان کمیسیون در وقت معین بدون عذر موجه.
26. امتناع از انتقال مواد حساس و مورد نیاز انتخابات از طرف کارکنان کمیسیون بدون عذر موجه.
27. عدم ترتیب، نصب و توزیع فورم نتایج در مرکز رایدهی .
28. عدم امضاء و مهر در فورم نتایج وسایر اسناد انتخاباتی توسط کارکنان موظف کمیسیون.
29. ممانعت یا امتناع از ثبت اعتراضان و شکایات کاندیدان یا ناظرین آنها.
30. معطل قرار دادن روند انتخابات در یک محل یا مرکز رایدهی .
31. استفاده از دارایی، تسهیلات و منابع دولتی در مبارزات انتخاباتی.
32. عدم رسیدگی به شکایات و اعتراضات در مدت معینه مندرج قانون و طرزالعملها که موجب مختل شدن پروسه انتخابات گردد.
33. تغییر، تبدیل یا ازبین بردن اسناد مربوط به فهرست رایدهندگان.
34. نقض اصول رفتار کاندیدان، ناظرین، مشاهدین، رسانهها و کارکنان انتخابات.
35. عدم رعایت طرزالعملها لوایح کمیسیون، کمیسیون شکایات و کمیته رسانهها.
(2) مرتکبین تخلفات مندرج فقره (1) این ماده، حسب احوال، طور ذیل تأدیب میگردند.
1. مرتکب تخلف مندرج جزء (1) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (12000) دوازده هزار الی مبلغ (50000) پنجاه هزارافغانی.
2. مرتکب تخلفات مندرج اجزای (2 و 3) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (5000) هزار الی مبلغ (50000) پنجاه هزار افغانی.
3. مرتکب تخلف مندرج جزء (4) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (40000) چهل هزار الی مبلغ (80000) هشتاد هزار افغانی و تمام آرای کاندید مربوط در محلات و مراکز رایدهی ذیربط باطل میگردد.
4. مرتکب تخلف مندرج اجزای (5، 6، 7، 8، 9) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار الی مبلغ (30000) سی هزارافغانی.
5. مرتکب تخلف مندرج جزء (10) علاوه بر محروم شدن از حقوق مندرج این قانون حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (50000) پنجاه هزار الی مبلغ (100000) یکصدهزارافغانی.
6. مرتکب تخلف مندرج جزء (11) مکلف به پرداخت معادل ده فیصد مصارف بیش از حد معینه برای مبارزات انتخاباتی.
7. مرتکب تخلفات مندرج اجزای (12 و 13) مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار افغانی.
8. مرتکب تخلف مندرج جزء (14) حسب احوال مکلف به پرادخت مبلغ (10000) ده هزار الی مبلغ (20000) بیست هزار افغانی.
9. مرتکب تخلفات مندرج اجزای (15و16) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار الی مبلغ (50000) پنجاههزار افغانی و انفصال شخص از وظیفه.
10. مرتکب تخلف مندرج اجزای (17و 18) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (5000) پنج هزار الی مبلغ (10000) دههزار افغانی.
11. مرتکب تخلفات مندرج اجزای (23، 22، 21، 20، 19) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (50000) پنجاه هزار الی مبلغ (100000) یکصد هزار افغانی.
12. مرتکب تخلف مندرج جزء (24) علاوه بر محروم شدن از حقوق مندرج این قانون، حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار الی (50000) پنجاه هزار افغانی.
13. مرتکب تخلفات مندرج اجزای (29، 28، 27، 26، 25) علاوه بر انفصال از وظیفه، حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (50000)پنجاه هزار الی مبلغ (100000) یکصد هزارافغانی.
14. مرتکب تخلف مندرج جزء (30) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار الی مبلغ (30000) سی هزار افغانی.
15. مرتکب تخلف مندرج اجزای (31 و 32) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (50000) پنجاه هزار الی مبلغ (80000) یکصد هزار افغانی.
16. مرتکب تخلف مندرج جزء(33) حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (50000) پنجاه هزار الی مبلغ (100000) یکصد هزارافغانی.
17. مرتکب تخلف مندج جزء(34) علاوه بر محروم شدن از حقوق مندرج این قانون، حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (10000) ده هزار الی مبلغ (50000) پنجاه هزارافغانی.
18. مرتکب تخلف مندرج جزء(35) کارکن انتخاباتی علاوه بر انفصال از وظیفه، رایدهنده و کاندید علاوه بر محروم شدن از حقوق مندرج این قانون، حسب احوال مکلف به پرداخت مبلغ (5000) پنچ هزار الی مبلغ(15000) پانزده هزار افغانی.
(3) هرگاه تخلف مندرج فقره (1) این ماده به اثر تحریک، تهدید، ترغیب یا تشویق صورت گرفته باشد، معاونت در تخلف پنداشته شده، مرتکب مکلف به پرداخت عین جریمه نقدی پیشبینی شده برای فاعل اصلی میباشد.
(4) کمیسیون میتواند با درنظرداشت نوسانات و تورم پولی، در مبلغ جرایم نقدی وسایر مبالغ مندرج این قانون افزایش یا کاهش را به حکومت پیشنهاد نماید.
ج) جرایم انتخاباتی
مواردى كه در قانون انتخابات و کُد جزا تحت عنوان جرايم انتخاباتى شمرده شده است، عبارت اند از:
مادههای 422 الی 435 کُد جزا افغانستان در مورد جرایم انتخاباتی بحث شده است. همچنان خاطر نشان میگردد که کُد جزای افغانستان تنها بهجرایم انتخاباتی و مجازات آن پرداخته است از ذکر مواردی چون تخلف و تخطی خودداری نموده است.
مبحث سوم: تقسيم بندى جرايم بسته به مراحل فرايند انتخابات
الف) عملكردهاى مجرمانه در مرحلهی قبل از برگزارى انتخابات
پروسه انتخابات يك جريان مطول و دارای تشريفات است كه مدتهاى درازى را دربر میگيرد تا از مرحلهی ايده به عمل و مآلاً به نتيجهی نهايى برسد.
در تمام نظامهاى انتخاباتى يكسرى عمليات مقدماتى ضرورت است تا آمادگى برای برگزارى يك انتخابات نيرومند و معتبر گرفته شود؛ مانند تخصيص و تهيهی بودجه مالى مناسب و كافى، استخدام كارمندان مورد ضرورت در جهت تطبيق برنامههاى وضع شده جهت طی مراحل پروسهی انتخابات، چاپ و تكثير برگههاى رای، توزيع كارت هويت (تذكره يا كارت رایدهى) و... طورى كه بدون تهيهی موارد فوق كه الزاماً قبل از برگزارى انتخابات صورت میگيرد، تحقق اهداف كه از اجرای انتخابات در نظر است، حاصل نمیشود.
بنابراين، در بسيارى اوقات در سامان دادن مقدماتى انتخابات برخى اقدامات صورت میگيرد كه اگر مهار، كنترل يا با وضع مقرراتى قانونى و شناسايى تمهيدات بازدارنده جلوگيرى نشوند، فرايند انتخابات را به چالش كشيده و ضربهی مهلك بر پيكرهی استقرار نظام و نوعيت موضوع انتخابات وارد میآورد.
در کُد جزای افغانستان موارد زير جزو فعاليتهاى جرمى تعريف شده كه قبل از انتخابات ممكن است صورت گيرد:
ماده 425 فقره 2 و 3. دریافت وجوه مالی از منابع غیر قانونی.
فقره 3- دریافت یا قبول مساعدتهای مالی و نقدی یا جنسی از اتباع و دول خارجی و یا نمایندگیهای سیاسی کشورهای خارجی مقیم افغانستان (شخصی که یکی از اعمال فوق را مرتکب شود به حبس متوسط تا سه سال، محکوم میگردد).
ماده 429- شخصی که یکی از اعمال ذیل را مرتکب شود، علاوه بر محروم شدن از حقوق مندرج قانون انتخابات به حبس متوسط نیز محکوم میگردد:
1.ثبت نام با استفاده از اسناد تزویر شده در فهرست کاندیدان.
ب) عملكردهاى مجرمانه در مرحلهی روز برگزارى انتخابات
بدون شك روز برگزارى انتخابات و لحظات و ساعات آن مهمترين اوقات عمر يك نظام حاكميتى را در سطح كشور رقم میزند. حساسيت و اهميت آن همين بس كه حقانيت سيستم حكمرانى و فرمانروايى يك دولت-كشور بستگى كامل به ميزان شفافيت و سلامت پروسهی انتخابات و اقدامات مرتبط با آن دارد. خدشهدار شدن كوچكترين بخش روند انتخابات بيم دهندهی زير سوال رفتن كليه فرايند آن خواهد بود؛ لذا در قانون انتخابات افغانستان عملكردهای زير كه ممكن است در روز انتخابات صورت گيرد، از قبل پيشبينى و جرمانگارى شدهاند تا از باب وضع تمهيدات نظارتى سلامت انتخابات تا حدودى تأمين گردد.
1- استعمال رای با سند تزویر شده (ماده 429 فقره:2).
2- شخصی که در غیاب شخص رایدهنده رای وی را استعمال نماید، به حبس قصیر محکوم میگردد (ماده430).
3- شخصی که رای را خرید یا بهفروش رساند به حبس متوسط تا سه سال محکوم میگردد.(ماده 431)
4- هرگاه کارکن کمیسیون مستقل انتخابات یکی از اعمال ذیل را مرتکب شود به حبس متوسط تا سه سال محکوم میگردد (ماده434).
1. کتمان یا عدم اطلاع از مشاعده تخف در محل رای دهی.
2. ممانعت از حضور ناظر، مشاهد یا رسانهها در جریان پروسه رایدهی و شمارش آراء.
ج) عملكردهاى مجرمانه در مرحلهی بعد از برگزارى انتخابات
با ختم روز انتخابات، روند تشريفات شمارش آرا و اعلام نهايى نتيجهی انتخابات در غالب نظامهاى انتخاباتى مانند افغانستان، ايران و بسيارى كشورهاى ديگر تا مدتهاى طولانى (البته معين) به درازا میكشد. طولانى بودن اين فرايند، به خودى خود، زمينه ساز توليد فرصت است كه امكان میدهد افراد يا نهادهايى كه در پى مخدوش كردن اصل پروسهی انتخابات هستند يا در تلاش واردكردن تغيير در ميزان آراء كانديد يا كانديدان مورد نظرشان میباشند، به اقداماتی دست بزنند كه حقانيت و مشروعيت اعمال رای رایدهندگان را زير سوال ببرد؛ لذا قانونگذار انتخاباتى افغانستان اعمال زير را كه ممكن است بعد از روز انتخابات اتفاق افتد، جرمانگاری كرده و مرتكبين آن را مستحق كيفر و مجازات میداند.
1- شخصی که بهمنظور کتمان حقایق، اعتراض و شکایت درج شده را بهموقع طی مراحل ننماید به حبس قصیر محکوم میگردد (ماده 433).
2- شخصی که یکی از اعمال ذیل را مرتکب شود به حد اکثر حبس متوسط، محکوم میگردد (ماده 432).
1. تغییر یا تبدیل اسناد انتخاباتی اعم از کتاب ثبت، فورمهای ثبت نتایج و اوراق رایدهی به نفع یا ضرر کاندید.
2. کم کردن یا زیاد کردن آراء در جریان انتخابات به نفع یا ضرر کاندید.
3. شخصی که اسناد و اوراق رایدهی و یا مواد حساس انتخاباتی را سرقت یا تلف سازد (ماده 428).
د) عملكردهاى جرمى عام و غير مقيد به زمان خاص
برخى رفتارهايى ممكن است رخ دهند كه مقيد به زمان خاص نيستند؛ بلكه امكان دارد در هر مرحلهاى و در هر زمانى مرتبط به روند انتخابات (قبل از انتخابات، جريان انتخابات و بعد از انتخابات) صورت گيرد كه میتواند خدشه داركنندهی فرايند انتخابات باشد؛ لذا موارد زير جزو اين گونه رفتارها جرمانگارى شده است.
1- تغيير يا تبديل اسناد انتخاباتى بدون مجوز و يا تحريف و جعل اسناد؛
2- حريق، محو يا سرقت اسناد انتخاباتى بدون مجوز و يا سرقت آن؛
3- پنهان كردن اسناد انتخاباتى بهمنظور كتمان حقايق؛
4- استفاده و نگهداشت فهرست، كارت، ورق رایدهى، فورم و ساير مواد انتخاباتى از طرف اشخاص غير مسئول؛
5- استفاده از سمبول و ساير علايم مربوط به كميسيون و ادارات دولتى در مواد تبليغاتى؛
6- دخالت در مواد و لوازم انتخاباتى يا صندوق رایدهى بدون مجوز؛
7- اعمال فشار، ممانعت از دسترسى به معلومات و ايجاد محدوديت غير قانونى و غير اصولی عليه ژورناليستان كه از رويدادهاى انتخاباتى گزارش تهيه میكنند؛
8- استفاده از امكانات و وجوه مالى از منابع غير قانونى؛
9- دريافت يا قبول مساعدتهاى مالى و تخنيكى از اتباع يا دول خارجى و يا نمايندگیهاى سياسی كشورهاى خارجى مقيم افغانستان؛
10- اغوا، تحريك يا وادارنمودن اشخاص به ارتكاب تخلف؛
11- تقلب در رایدهى يا شمارش آراء يا ساير امور مربوط به انتخابات؛
12- پيشنهاد و يا اخذ رشوت به قصد اعمال نفوذ در مراحل انتخابات يا هر منظور ديگر؛
13- عدم رعايت احكام اين قانون، لوايح و طرزالعملهاى كميسيون، كميسيون شكايات و كميسيون رسانهها؛
14- كم كردن و يا زيادكردن آراء در جريان شمارش و ثبت نتايج به نفع و يا به ضرر كانديد و يا كانديدانى كه بر نتايج نهايى تأثير نكرده باشند؛
15- سوء استفاده از وسايل، لباس و علايم نظامى اعم از اردو، پوليس و امنيت ملى بهمنظور ترسانيدن و يا تحت تأثير قراردادن رایدهنده، كانديد و يا ناظر و مشاهد به نفع يا ضرر كانديد.
نتیجه گیری:
همگان بر این امر معتقدند که راه بهسوی دموکراسی ناهموار است و این سفر در یک شب تمام نمیشود. دموکراسی ایجاب مینماید تا نهادهای معتبر ایجاد گردد، بالای چالشها پیروز گردند و فضای اعتماد ایجاد گردد و به خاطر یک آینده روشن باید باهم کار کرد، انجام یک انتخابات سالم و بدون حاشیه، میتواند بیانگر قدرت دموکراسی در آن جامعه محسوب گردد و به هر میزان که تخلف و جرایم در یک انتخابات افزایش یابد، میتوان به این نتیجه دست یافت که نظام حاکم، میتواند نظام فاسد محسوب گردد. البته نکته حایز اهمیت اینکه، ایجاد بلوا و بزرگنمایی در برخی از دورههای انتخاباتی، دلیلی بر صحت و سقم سایر حوزههای انتخاباتی در یک کشور نیست، بلکه رسیدگی دقیق به جرایم و تخلفات انتخاباتی و برخورد قاطع با آن میتواند روی دیگر سکه سلامت نظام حاکم محسوب گردد، از این رو، قانون جدید انتخابات و کُد جزای افغانستان که در سال 1396 به تصویب رسیده کمک شایانی در جهت پیشگیری از جرایم انتخابات کرده است و زمینه را برای تحقق و توسعه دموکراسی فراهم میسازد.
منابع
1- اسحاقى، محمدمهدى، (1392)، جرايم انتخاباتى در حقوق افغانستان، كابل، واحد نشراتى نهاد فرهنگى و اجتماعی نخبگان جوان، چاپ اول، زمستان.
2- دانش، تاج زمان، (بیتا)، مجرم كيست جرم شناسى چيست؟، بیجا.
3- دانش، سرور، (1391)، حقوق اساسى افغانستان، كابل، انتشارات مؤسسه تحصيلات عالى ابن سينا، چ 2.
4- طرح تعدیل، ایزاد و حذف برخی از مواد قانون انتخابات، 1397.
5- فرهنگ انگليسى به فارسى سليمان حييم.
6- فرهنگ جامع معين.
7- فرهنگ لغت عميد.
8- قاضى، ابوالفضل، (1383)، حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، تهران، نشر ميزان، چ 12.
9- قانون انتخابات 1395.
10- قياسى، جلالالدين، (1389)، مطالعه تطبيقى حقوق جزاى عمومى اسلام و حقوق موضوعه، ج 1، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چ 3.
11- کُد جزا 1396.
12- لغتنامه دهخدا.
13- لنگرودى جعفرى، محمدجعفر، (1375)، مقدمه علم حقوق.
14- وليدى، محمدصالح، (1384)، حقوق جزاى اختصاصى، تهران، انتشارات دانشگاه پيام نور.